وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود
کلی لبش پریده بود همش پره ترک بود
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
دیگه نه از تو خبری بود ، نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ، یه الک دولک بود
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود................
شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي
گلهاي نيلوفر صدا كردم
تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا
كردم
پس از يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي
احساس
تو را از بين گلهايي كه در تنهاييم روئيد با حسرت جدا
كردم
و تو در پاسخ آبيترين موج تمناي دلم گفتي:
"دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي..."
"ومن تنها براي ديدن زيبايي آن چشمان..."
"تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم"
همين بود آخرين حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت
و نارنجي خورشيد وا كردم
نميدانم چرا رفتي ؟ نميدانم چرا؟ شايد خطا كردم
و تو بي آنكه فكر غربت چشمان من باشي
نميدانم كجا؟ تا كي؟ براي چه؟
ولي رفتي.....
و بعد از رفتنت باران چه معصومانه ميباريد
بر تن سجاده ي ديروز
دو ركعت نماز عشق مانده است
كه تو نخوانده بودي.
اين سجاده تا ابد پهن است
رو به سوي قبله ي عشق
تا دست هاي رو به آسمانت بماند
در ياد اين قبيله ي عشق
بر تن سجاده ي ديروز
حسرتي نهفته است
حسرت اشك هاي تو
در پيچ در پيچ كوچه هاي دعا
حالا كه تو نيستي...
سجاده مانده است و تسبيح و مهر و... خدا
گریه کردم تا بدونی زندگی بی غم نمی شه
اگه دستامو بگیری از غرورت کم نمی شه
ساکتو صبور عاشق وقتی حوصله نداری
پیش حرفای دل من حرف عشق رو کم میاری
دوستت دارم ودانم که تویی دشمن جانم ![]()
از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم![]()
گله میکرد زمجنون لیلی
که شده رابطمان ایمیلی
حیف از آن رابطه ی انسانی
که چنین شد که خودت می دانی
عشق وقتی بشود دات کامی
حاصلش نیست بجز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ تورا
برده یا دات کامو یاارگ تو را
بهرت ایمیل زدم پیشترک
جای سابجکت نوشتم به درک
به درک گر دل من غمگین است
به درک گرغم من سنگین است
به درک رابطمان خورده ترک
قطع آن هم به جهنم به درک
آنقدر دلخور این ایمیلم
که به این رابطه ام بی میلم
مرگ لیلی نت و مت را ول کن
همه را جای ok کنسل کن
Offکن کامپیوتر را جانم
یار من باش و ببین من onام
اگرت حرفی و پیغامی هست
روی کاغذ بنویس با دست
نامه یک حالت دیگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد
خسته از fontوزformat شده
دلخور از گردلی @ات شده
کرد رپلی لیلی به مجنون
که دلم هست از این سابجکت خون
باشه فردا تلفن خواهم کرد
هر جه گفتی که بکن خواهم کرد
زودتر پیش تو خواهم آمد
هی مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتی تو عزیزم لیلی
دیگر از من نرسد ایمیلی
نامه ای پست نمودم بهرت
به امیدی که سر آید قهرت...
چقدر سخته...
چقدر سخته تو چشای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدیدو به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه کرد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوستش داری
چقدر سخته...
دلت رو باز به دیواری تکیه بدی که یکبار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده
چقدر سخته...
تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته...
وقتی پشتت بهشه اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی بخندیتا نفهمه هنوزم دوستش داری
چقدر سخته...
که گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی...
/////گل من باغچه ی نو مبارک/////
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!















