جزیره
من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ،
واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...
یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ،
یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...
تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!!
غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی...
زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد
، برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد.
تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه
، ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه.
اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی
، اما تا قایقی اومد ، از منو دلم گذشتی؟؟؟
رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا
، منو دل اما نشستیم ، چشم به راهت لب دریا...
دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی
، لحظه های بی تو بودن ، می گذره اما به سختی!
دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره
، ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره.....
میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم
، اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم.
من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم
، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...
یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها
، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...
تقدیم به دوست عزیزم حسن
یک داستان زیبا و منحصر به فرد
فرق عشق با ادواج
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد
داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
استاد پرسيد: چه آوردي ؟
با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به
اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق يعني همين...!
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست ؟
استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش
كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي...
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت .
استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين
درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی
برگردم .
استاد باز گفت: ازدواج هم يعني همين...!
و این است فرق عشق و ازدواج ...
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین
سلام میدم از اینجا به سوی کربلایت
تویی تو شاه عالم جان جهان فدایت
مست هوا کربلا گشتم و دیوونه شدم
از عشق بین الحرمین واله و دیوونه شدم
السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی
سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
اللهم انت اول ظالم باللعن منی و ابدا به اولا ثم الثانی و الثالث والرابع
اللهم العن یزید خامسا
والعن عبیدالله بن زیاد و بن مرجانه
وعمربن سعد وشمرا وال ابی سفیان و ال زیاد وال مروان الی یوم القیامه
اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم الحمدلله علی عظیم رزیتی
اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین
و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام


میلاد با شکوه پسر علی بن ابی طالب
سردار باوقارو زیبای کربلا
حسین علیه السلام
برتمام شیعیان مبارک باد
و همچنین میلاد علمدار کربلا ابالفضل العباس( عباس عموی رقیه) مبارک باد






حسین جانم گر تهی دستم به دل مهر تو دارم
ندارم صبر و آرامی چو در عشقت گرفتارم
گدای کوی تو دارد مقام بی نیازی را
من این سرمایه ی جاویدرا از دست مگذارم
شب تاریک و ره باریک و من گمراه و سر گردان
تو مصباح الهدی هستی فروزان کن شب تارم
پلیدی ها ز دریا می شود پاکیزه و بی غش
اگر آلوده ام دریای رحمت چون تویی دارم
به سویت آمدم ای هادی گمگشتگان رحمی
کمر خم گشته از عصیان و هم سنگین بارم
توسل بر شه خوبان مراد من است امشب
که فردا او شفیع و من سیه روی گنه کارم
چه خوشست من بمیرم به ره ولای مهدی * سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی
همه نقد هستی خود بدهم به صاحب جان * که یکی دقیقه بینم رخ دلگشای مهدی
نه هوای کعبه دارم نه صفا و مروه خواهم * که ندارد این مکانها به خدا صفای مهدی
چه کنم چه چاره سازم که دل رمیده من نکند هوای دیگر به جز از هوای مهدی
من دلشکسته هر دم به امید درنشستم که مگر عیان ببینم رخ دلشگای مهدی
السلام علیک یا صاحب الزمان
شاید این جمعه بیاد شاید...
....
...
...
یا آقا بیا....
اللهم العجل لولیک الفرج المولانا صاحب العصر و الزمان

العجل العجل بقیه الله

اعیاد شعبانیه مبارک باد
التماس دعا




